11 اکتبر 1492 روز رسیدن کریستف کلمب به قاره آمریکا،که امریکایی ها بهش میگن Columbus Day و روز تعطیل عمومی برای مردم و دولت ایالات متحده حساب میشه که اولین بار در سال 1906 این مناسبت پایه گذاری شد و در سال 1937 یک روز دولت فدرال ثبت شد (در همه ایالات) و به همین صورت بود که در فرهنگ مردم (مدارس و دانشگاه ها و ..) وارد شد. و امروز در سال 2014 مردم ایالات متحده چند صد امین جشن کلمبوس دی رو در پیش دارند و مثل کشور ما که عید غدیر خم تعطیل هستیم ایالات متحده نیز تعطیل است و این یک weekend خوب برای مردم آمریکا است چون سه روز پیاپی در off day هستند. یه نکته دیگه اینکه مردم کشور های اسپانیا و ایتالیا چون کریستف کلمب یک فرد ایتالیایی اسپانیایی بود جشن میگیرند ، اما سرخ پوست های علاقه ی زیادی ندارند به آقای کلمب چون فکر میکنند اون بوده که باعث کشتار ده ها هزار نفر شده ولی مردم آمریکا کشف قارهشون رو به دست کریستوفر یک اتفاق خوب و باعث پیشرفت میدونن. بهر حال تبریک به هم سیاره ای های خودم میگم. Happy Columbus Day from Iranian Citizen to USA People
عید غدیر خم رو هم به همه ی هموطن هام و مسلمونا تبریک میگم.
مصاحبه یک بخشی از زندگی یک فرد هست چند بار شاید در طول عمر خودش تجربه کنه ، من خودم بشخصه شاید بیش از 3 بار بصورت رسمی تجربش نکردم ، که یکیش همین هفته گذشته بود. اما چه نیازهایی وجود داره و چکار باید کرد ؟ خب من برای این سوال طبق جستجوهایی که کردم یه سری مطلب جمع کردم که تو این پست بهشون اشاره میکنم. احتمال داره شبیه این مطلب رو شما بتونید پیدا کنید. "این مطالب با آگاهی از قوانین منتشر کننده اصلی درج شده است".
1- تحقیق در مورد شرکت یا سازمان مورد نظرتون قبل از جلسه مصاحبه (حیطه فعالیت ، مشتریان ، پروژه های جاری و آینده و ...)
2-با اصطلاح های تخصصی و عمومی شغل مورد نظر آشنا باشید.(اتفاقی که برای من افتاد و من به 2 سوال خیلی ساده اما مخفف شده به انگلیسی رو از دست دادم ولی بقیه موارد خوب بود.)
3-جزئیات موقعیت شغلی رو بخوبی بشناسید و نمونه های مشابه رو بررسی و یا پرسجو کنید.
4-قبل از روز و یا ساعت مصاحبه محل شرکت و سازمان رو پیدا کنید و اگر سازمان بزرگی بود یه گشتی در اون بزنید.(خودم به این موضوع اصلا اعتقاد ندارم چراکه استرس بیشتری وارد میکنه مخصوصا اینکه مدتی (1 ساعت) قبل از مصاحبه باشه.)
5-لباس مناسب بپوشید.(حالا کت و شلوار نشد هم مهم نیست "مثل خود که میانه ی خوبی باهاش ندارم، اما همیشه لباس نیمه فرمالی میپوشم" ، مثلا دمپایی نپوشید ، یا بودن جوراب نباشید. آراسته باشید و ...[خودتون بهتر بلدید]
6-زمان مصاحبه حتی چند دقیقه تاخیر هم قابل قبول نیست ، چون هم برای خودتون احترام قائل نیستید و هم برای مجموعه ای که قصد دارید در آینده در آنجا بکار گرفته بشید.
7-تلفن همراه ترجیها خاموش ، خاموش نکردید ویبره نگذارید (اتفاقی که برای من افتاد و موقع مصاحبه دقیقا با من تماس گرفتند و 10 درصد حواس پرتی پیشتری برایم ایجاد کرد.) حتما بر روی سایلنت کامل ، منظور ویبره خاموش قرار بدید که تماسی رو هم از دست ندید.
8-میگن eye contact داشته باشید ولی خب سخته من خودم تو این مورد باید بیشتر تلاش کنم. شاید 70 درصد انجام بدمش
9-سعی کنید که امکانات و تجهیزات و ... که در اتاق مصاحبه کننده وجود داره حواستون رو پرت نکنه شما میتونید بعد از اینکه کارتون رو انجام دادید در پایان به آنها نگاهی بیندازید.
10- هنگام ورود به محل مصاحبه کننده حتما در بزنید و در را زمانی باز کنید که به شما اجازه ورود دادند. و سپس سلام و خسته نباشید و ...
11-هنگامی که حول میکنید، بهترین کار آرام صحبت کردن است. و اینکه بتوانید به راحتی آن نقاط بحرانی را مدیریت کنید.
12-به سوالات بدقت گوش بدهید و به آرامی جواب سوالات را به صحیح ترین شکل ممکن پاسخ دهید.
13-در صندلی خود ریلکس بنشینید و حرکت اضافی انجام ندهید.
14-اعتماد بنفس معقول و عجول نبودن
15-روند مصاحبه را قبول داشته باشد ، آنها میگویند که چه میخواهند بدانند (در مصاحبه من پرسشنامه ای بود که معیار های من در خصوص همسر آینده ام و یا جزئیات شخصی سوال شده بود.)
16-راجع به میزان حقوق درخواستی ،قیمت مقطوع مشخص نکنید و ارزش خود را نیز بدانید و حتما به این فکر کنید که شخص مصاحبه گیرنده میداند شما چقدر در ماه ارزش دارید. و سعی کنید موضع مالی نگیرید و الویت اصلی خود قرار ندهید.
17-بازگویی توانمندی هایتان را هرگز فراموش نکنید ، البته به شکل صحیح ، مثلا نگویید "من مدرک CCNA دارم یا من مدرک MCITP دارم یا مدرک ICDL دارم" بگویید میتونم با تجهیزات سیسکو کار کنم ، میتونم ویندوز سرور 2008 رو برای یک محیط شبکه کانفیگ کنم ، میتونم با مجموعه آفیس کار کنم و ...
18- دروغ نگویید.
19-لبخند بزنید در پروسه مصاحبه
20-نکات منفی از خود نگویید (عقل حکم میکنه که از خودتون بد نگید)
21-در پایان از فرد مصاحبه کننده ، تشکر کنید و با او دست بدهید و خدا حافظی کنید.
22- از منشی نیز تشکر کرده و محل مصاحبه را ترک کنید.
در پایان اگر بخوام یک شرح یک خطی بدم باید بگم که یک جلسه استرس آور و غیر قابل پیش بینی هست که شما باید به خودتون مسلط باشید و هرگز فکر نکنید که هستن کسانی که بدون استرس باشند ، همه یک استرس کوچکی هم که شده دارند. ضمن اینکه بنظر من با هر بار رفتن به جلسه مصاحبه یک تجربه فوق العاده خوب و موثر براتون ایجاد میشه که پیشنهاد میکنم تجربه کنید. امیدوارم که این پست مفید واقع بشه و موفق شاد باشید.
من یک عادتی که نهادینه شده در خودم دارم اینه که تشکر میکنم از کسی که برای من کاری انجام داده کما اینکه این کار وظیفه ی قانونی اون شخص شده باشه . حس خوبی ایجاد میکنه در طرف مقابل. شما فرض کنید این حس خوب رو همیشه به اون فرد که داره وظیفش رو انجام میده القا کنیم. خب کار خوب من برای نفر بعدی که مراجعه میکنه به شخص خدمت دهنده مفیده چون اون آقا از لحاظ روانی آماده شده که کارش رو خوب انجام بده و از مراجعه کننده تشکر بشنوه این موضوع بصورت روانی تاثیر مستقیمی روی سیستم اعصاب افراد میگذاره و بدون هزینه و اتلاف وقت از استرس و اضطراب افراد کاهش میده . پس خوبه که تشکر کردن رو باد بگیریم. حتی از توجه یک شخص به شما تشکر کنید و بصورت غیر مستقیم به اینکار علاقمندش کنیم. راستش قصدم از این پست این بود که چند روزه به احساست و لحن برخورد مردم توجه میکنم همه عصبی ، تندرو ، غیر قابل کنترل هستند. اگه دنبال دلایلش بگردیم میتونه دلایل مختلفی داشته باشه مثل خانواده ، محیط کار و همکاران ، شرایط اقتصادی و اجتماعی ، تضاد طبقاتی به شکل فاحش و ... اما این خشونت رو شما در بچه مدرسه ای ها هم میتونید ببینید که اون هم ناشی از همین رفتار افراد بزرگتره و من فکر میکنم ایجاد آرامش جز با توجه به جزئیات نمیتونه باشه. مثل همین تشکر کردن و یا عذر خواهی و یا توجه و دوست داشتن یکدیگر این روزها خیلی مادیاتی هستیم ما ایرانی ها ، خیلی به جایگاه دل خوش میکنیم و خیلی به انسانهایی که نزدیکمون هستند بی توجه هستیم. امیدوارم که حسرت حتی همین روزها رو تو یک روز خیلی نزدیک نخوریم.
پس : یاد بگیریم تشکر کنیم ، یاد بگیریم عذر خواهی کنیم. خیلی سخت نیست.
تا حالا تو عمرم انقدر برای نظام وظیفه پوچی نداشتم ، نمیدونم چه صیغه ای هست که من باید همیشه بگم آقا من سربازم هستم ها ، من میخوام برم اینجا ها ، من دارم ارشد میخونم ها ، من معافیت تحصیلی میخوام ها با این همه دک و پزشون تو ناجا و وزارت علوم همیشه موجبات سردرگمی و کلافگی افراد ذکور جامعه رو محیا میکنن و بعدش هم وقتی یک جایی سیستم مشکل داره ، آقا اصلا نمیشه مگه نمی بینی سیستم خرابه . بعد این سیستم با این همه هزینه هیچ اعتمادی که روش وجود نداره هیچ ، استفاده ای هم ازش نمیشه هرگز. امروز دیگه به جایی رسیدم که پیش خودم گفتم لعنت بر هرچی سرباز و کارت پایان خدمت ای کاش... اینجاست که بقول دوستان "وطنم ای شکوه پا برجا" آخه کدوم شکوه ؟ هان ؟ ما تو محاسبات 2*2 موندیم شما میگی شکوه پا برجا ؟
خدایا ، مگر اینکه معجزه بشه ،سرنوشت این قوم به دست خودمون داره به ته چاه میره ، امیدوارم که به از این باشیم . آمین
هفته گذشته و هفته جاری خیلی درگیر بروکراسی توی ادارات و دانشکده قبلی ، جدید و ... بودم. و برای من خیلی جالب بود که دقیقا هیچ استانداردی در زمینه پروسه و فرم های اداری وجود نداره و اصلا هماهنگی هم حتی وجود نداره یعنی برای مثال کارمند جز واحد آموزش دانشکده اعلام میکنه که این نامه اصلا به شما داده نمیشه و کلی بحث میکنه و ... آخرش دانشجو رو مقصر میدونن و وقتی اسرار میکنی ارجاع میده به مدیر آموزش دانشکده و ایشون به سادگی که دستور به انجام دادن و اومدم به کارمندش گفتم ، میگه دستور کتبی کجاست پس ؟ به من میگه : مگه نگفتم کتبی همیشه دستور بده و... من کلا اونجا علامت سوال شده بودم که من کجای این کارم آخه به من چرا میپری و ... بعد دید حرکت خیلی زشتی زده گفت همش بهشون میگم ها لعنت بر کارمند نادان (منظور رئیس خودش بود) تا اینکه موقع نامه نوشتن شد و ... شروع کرد با من درد و دل کردن که ما نیرو نداریم و نمیتونیم به کارها برسیم مدیریت قبلی خیانت کرد و رفت و فقط داشت اینجا حکومت میکرد و خیلی حرفهای دیگه که کار خودش رو توجیه کنه ، خیلی واسم تعجب برانگیزه که ما چطور داریم کشورمون رو اداره میکنیم که هیچ استانداردی و قانونی در زمینه فرم ها و روال اداری وجود نداره و همیشه مراجعه کننده درگیر کارهایی هست که اصلا به خودش ربطی نداره. اتفاقا تو تهران فکر میکنم دیدم ساختمانی به نام سازمان فرم های اداری ایران نمیدونم به اینها ربطی داره یا نه ولی فکر نمیکنم که بقیه دنیا هم مثل کشور ما پیش برن ، خدا بخیر کنه عاقبتمون رو.
اما دانشگاه جدید که یکی از دانشگاه های خیلی بزرگ دولتی حساب میشه و رشته هم Master of Computer Network هست که چیزی که واقعا دوستش دارم و ازش خسته نمیشم.اما روز های استرس آور مربوط میشد به یک آزمون استخدامی یک شرکت فوق معتبر تو زمینه آی تی که موقعیت فوق العاده ای رو داره و ضمن اینکه من فعلا در حال اشتغال در یک شرکت کوچک فناوری اطلاعاتی با مدیریتی بسته هستم و بیکار نیستم اما این شرکت میتونه یکی از بهترین رزومه های کاری من باشه ، تو آزمونش شرکت کردم از پسش بر اومدم تقریبا ، تو مصاحبه هم شرکت کردم ، فکر میکنم مصاحبه خوبی بود تو چند روز آتی نتیجه میاد و من رو خوشحال میکنه ، فقط مطمئن هستم که شرکت فعلی بدجور از من دلخور میشه که میرم از پیششون ولی آلارم بهشون دادم که شما اهمال کاری هاتون خیلی زیاده و این اصلا خوب نیست. امیدوارم که نیتجه مثبت بشه و از این موقعیت فعلی ارتقاع پیداکنم به موقعیت بهتری. تو پست های بعد راجع به استخدام و جزئیات همین موقعیتی رو که من رفتم رو قرار میدم تا دوستان استفاده کنند.امیدوارم که از پس هم درس و هم کار بر بیام و بتونم به جفتش اونجوری که باید برسم.
فعلا یا علی
تاریخ انتشار : خرداد ماه 93
جرئیات : معافیت های پزشکی و کفالت
دانلود کنید: لینک دانلود حجم: 954kb فرمت : PDF
حس نوشتن رو اصلا ندارم ، گاهی اوقات آدم میخواد فرار کنه از این دنیا و اما نمیشه و به جبری فکر میکنه که هست و ... بهر حال من میتونم زندگی جدید بسازم و ادامه بدم. جزئیات جدید:
شروع دوره تحصیلی جدید
پایان دوره آموزش نظامی
شروع دوره زبان آموزی بشکل جدی و جدید
پایان تابستانی داغ و شروع خنکی پاییز
و شروع تلاشی بی پایان برای هدفی بنام فرار ...*
*پ.ن: افکار مشوش و نگران
طبق آخرین اخبار قرار بود که تا امروز 14 شهریور نتایج اعلام بشه و این تاخیر هم مربوط به 3000 ظرفیت جدید هست. امیدوارم که تو انتخاب اول و یا دوم قبول بشوم. آمیییین کماکان منتظر نتایج هستم. Pleas wait ... Loading
خبر 93/06/16 : نتایج در روز چهارشنبه 19 شهریور اعلام میشود. {من که نیستم ، عجب گیری افتادیم }
برنامه آموزش مقدماتی ما هر روز ادامه پیدا کرد تا رسیدیم به تیر اندازی که کل روز طول کشید و قرار بر این شد که جمعا 8 تیر جنگی ، 3 تا قلق گیری و 5 تیر هدف استفاده بشه . از اونجایی که هر کسی در حاشیه باشه و کمتر دچار عذاب نظامی میشه من و یکی از بچه های دیگه برای تامین میدان تیر انتخواب شدیم و با یه بیسیم برد بلند با آنتن یک متری رفتیم دو طرف میدون تیر تا امینت رو تامین کنیم.هوا هم گرم بود حق ترک پست نداشتیم و همش هم با افرادی که اونجا بودند درگیر بودیم که آقا تیر دارن شکلیک میکنن برگردید و ... یارو بر میگرده میگه عیب نداره من همیشه از اینجا رد میشم خطر ناک نیست و مجبور میشدیم که باهاش برخورد کنیم . و نهایتا با بیسیم اعلام کنیم به خط آتش که شلیک رو به تعویق بندازن تا امنیت برگرده . آب که تو اون مجموعه به اون بزرگی موجود نبود شایدم بود میخواستن شرایط رو سخت کنن و بعدش هم که آب اومد و و کلا با اینکه بهمون سخت گذشت باز هم بعدش تنبیه شدیم اونم به این شکل که یک کیلومتر روی خاک غلط زدیم و کلا قهوه ای شدیم. ولی من خودم بشخصه با اینکه خیلی معترض بودم چیزی رو به دل نگرفتم ولی خیلی ها به فوش و ... رسیده بودن و خیلی ناراحت بودن از این وضعیت.بهر حال این آموزشیه که برای اکثریت هست نمیگم همه ولی خیلی ها هست و میشه گفت اگر هم ظلم در نظر بگیریم چون برای همه هست دیگه ظلم نیست گرچه خودم به این جمله معتقد نیستم و آموزشی که اونها در حال اجرا کردن هستند اصلا ظلم نیست ولی خب میشه آسون تر هم بگیرن چون قرار نیست ما تکاور یا نیروی مخصوصی ... چیزی بشیم یه دوره آموزش مقدماتیه و بس اما خب هر چیزی که فرمانده در نظر بگیره همونه و حتی اون زیر دستهاشون هم تحت فشار هستن حالا چه برسه به ما که نیروی مادون تر از ما وجود نداره .
موقع اومدن که سوار اتوبوس شدیم همینطوری گله ای به تعداد بیش از ظرفیت وارد ماشین شدیم و من اونجا به فرمانده معترض شدم که چه وضعیته و امینت نداره در جواب به من گفت که "آقای راننده خیلی حرفه ای و خطری تهدیدمون نمیکنه و... " من بهش توضیح دادم که از اونجایی که روی صندلی نیستیمم اگر ترمز ناگهانی زده بشه به بیرون پرت میشیم در جواب به من گفت سرعت 70 کیلومتر امنه و ... منم گفتم اگه یک کامیونی از روبرو بیاد خطر 100 وجود داره دیگه فرمانده جوابی نداشت که بده گفت همش تو دنبال بد هستی و انقدر بگو تا پیش بیاد واسمون ، من در جواب گفتم : "مگه به گفتن منه ؟!!" اینو که گفتم انگار آب جوشیده ریختی سرش و گفت پاشو برو آخر بشین و قبلش یک صلوات برای سلامتی ما بگیر . پیش خودم فکر کردم که چقدر اشتباه کردم جونم رو دادم دست این آدمها آدمی که فرمانده یه عده ای هست و فکر میکنم چون صلوات میده دیگه نیازی به بکار انداختن عقلش نیست. و همینطوری بریم تو آتیش. نمیدونم شاید قضاوت آبکی باشه که خوب نیست انجام بشه اما خب این شکل برخورد سوء مدیریت رو نشون میده و اصلا هم ربطی به ایمان ، اعتقاد ، دین ، خدا و... نداره.یک بنده خدایی بود میگفت با هر کسی باید به اندازه عقلش صحبت کنیم و با یک فرد احمق هم بحث کردن عین خریت است و بس.
اینکه ما بدونیم یک دانشگاه در موقعیت جهانی و ملی خودش چه جایگاهی داره مهمه و سازمان هایی در جهان وجود دارند که اینکار رو برای شما انجام میدهند و هر کدومشون هم یک متدولوژی خاصی دارند و بر اساس یک سری فاکتور هایی دانشگاه ها رو با یکدیگر مقایسه میکنند. و من میخوام چند تا از اونهایی که پر کاربرد هستند رو برای شما معرفی کنم که در هنگام انتخاب دانشگاه مورد نظرتون بتونید از جایگاه دانشگاهتون با خبر باشد.
اولین مرکز مقایسه معروفه به "رتبه بندی دانشگاه های جهان - شانگهای" که دانشگاه شانگهای بر اساس فاکتور های کیفت آموزی ، هیت علمی ، فعالیت های پژوهشی و سرانه های دانشگاه ها این مقایسه رو انجام میده که در سال 2014 دانشگاه تهران رو در رتبه 300 الی 400 درنظر گرفته
ظلم و ستم یعنی واقع کردن چیزی در غیر جای خود اما بهتر بخوام بگم نبود عدالت و یا ضد عدالت . سمت های مختلفی هم داره : 1- ظلم انسان به خدا 2- ظلم انسان به انسانی دیگر 3- ظلم انسان به خودش که خب هر کدومش میتونه به درجات داشته باشه ولی هیچ کدومش یه جورایی پذیرفته نیست و نمیشه گفت چون فلان متغیر بوده و من ... یعنی زیر بارش نباید رفت حتی گفته شده که در برابر ظلم به یک فرد دیگر نباید سکوت کرد و باید برای حق قیام کرد. من مسلمان هستم توی یک کشوری بزرگ شدم که بر پایه اسلام بنیان گذاری شده و میبایست پایبند قوانین اسلامی باشه ؛ نمیدونم چرا نمیشه چیز زیادی از اسلام در اینجا پیدا کرد و من همیشه برام جای سواله که اگر یک چیز خوبه و ما بر مبنای اون چیز خوب باید باشیم چرا نیستیم؟؟ واقعا متعجبم !! بعد مدتها هنوز نتونستیم به حداقل اونهایی برسیم که از نظر ما کافر هستند و بی خدا ، این وسط حکم هم صادر میکنیم براشون و فکر میکنیم کارمون درسته ، خیلی عصبی میشم وقتی به اینها بر میخورم دست خودم هم نیست خوب هم نیست ولی هست دیگه چیکار کنم ...
راجع به ظلمی آشکار میخواستم بنویسم برای اونهایی که به هر دلیلی چه خدادادی و چه تصادف و ... مشکل جسمی دارند و از خدمت سربازی معاف هستند.
اما خیلی هاشون جرات اینکه بخوان برای معافیت پزشکی که حق طبیعی یک فرد مشکل دار هست رو ندارند.چون در اکثر استخدام ها پذیرش بدون معافیت پزشکی دارند و این مشکل باعث شد فردی که استحقاق این معافیت رو داره فشار این دوره رو هم تحمل کنه ، ورای اینکه تشخیص اینگونه بیماری چقدر صحیح هست. این بنظرم یک ظلم است و ظلمی است از سمت حکومت به جوانانش ، نمیدانم کجای دین اسلام چنین عملی را تایید کرده مسولین ما قبول دارند. یعنی در دیدگاه اینگونه افراد آنهایی که مشکلات پزشکی دارند انسان نیستند ؟ حق زندگی ندارند ؟ نباید خود را نمایان کنند ؟ تا جایی که من میدانم در اکثر کشور های جهان حتی برای چنین افرادی امکانات و شرایط ویژه ای در نظر میگیرند که کمبود احساس نکنند و بتوانند مثل دیگران ادامه زندگی دهند. گویا در کشور ما تنها چیزی که مهم نیست ما انسان ها هستیم.
جهت تقاضا برای دریافت ویزای مهاجرت از طریق کار، شرکت آمریکایی که این فرصت شغلی را برای متقاضی فراهم کرده است باید برای کسب اطلاعات بیشتر با دفتر محلی سرویس شهروندی و مهاجرت آمریکا (USCIS) یا وزارت کار در ایالات متحده آمریکا تماس بگیرد. کارفرمای آمریکایی باید از طریق ارسال درخواست I-140 به وزارت امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا روند رسیدگی به تقاضا را به جریان بیاندازد. تنها زمانی که آنها یک درخواست ارائه داده باشند و درخواست آنها نیز تایید شده باشد، بخش کنسولگری می تواند به متقاضی کمک کند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر، لطفا از این وب سایت دیدن نمایید: www.uscis.gov.
پس از تایید درخواست شما و تعیین قرار ملاقات، متقاضی باید مدرک صلاحیت مهاجرت خود را از جمله آزمایش پزشکی، گزارش پلیس، و سایر اطلاعات مرتبط با صلاحیت های آموزشی و حرفه ای متقاضی ارائه بدهد. جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره مدارکی که متقاضی باید همراه با تقاضانامه ویزای مهاجرت ارائه بدهد، لطفا به دستورالعمل هایی مراجعه کنید که همراه با نامه قرار ملاقات متقاضی ارسال شده است.
منبع : usvisa-info.com
راستش موضوع از اونجایی شروع شد که دختری که اتفاقی باهاش آشنا شدم ، و از قضا من نمیخواستم این رابطه گسترش پیدا کنه و پیچیده بشه اما شد.به قول آمریکایی ها Falling in Love whit someone .بارها سعی کردم به بهش بگم نه ، بهتره که این رابطه تموم بشه چون اصلا اونی رو که تو میخوای من نیستم و اونی رو هم که من میخوام تو نیستی . برنامه من اصلا معلوم نیست نمیدونم هستم ، نیستم و ... چند بار غیر مستقیم بهش گفتم اما اون از هر راهی وارد میشد که به من نزدیک تر بشه تا اینکه چند وقت پیش بهش گفتم ، من آدمی نیستم که بخاطر گذران وقت خودم حداقل تازمانی که وقت دارم یک نفر رو درگیر خودم کنم و بعدش بگم بای برم باید به این که بخاطر خودش میخوام فاصله ایجاد کنه بینمون بد بین نباشه ، نمیدونم چرا اما فکر میکنم که قصدی که اون داره اصلا تو فکر من نیست ، شاید بگه ک بی احساسم یا ... اما من از اول نخواستم که این رابطه گرم شه و خودش هم این رو میدونست اما نمیخواست قبولش کنه اما قضاوت هم درست نیست شاید اون تو وضعیتی بوده که نمیتونست تصمیمی که من میخوام رو بگیره ولی به هر حال بتازگی تونستم تا حدی سرد کنم این رابطه رو اما باز هم ازش نگرانی مونده که نکنه باز ی قضیه ی دیگه ای ایجاد شه و ...
یادمه یکبار که این حرف رو بهش زدم بهم گفت یعنی این فکر که تو منو بازی دادی درسته ؟ ، چنان جا خوردم که اصلا گلوم خشک شد ، چه بازی ای چه کشکی !!! من چی گفتم مگه ک میگی بازیم دادی ، شاخ در آوردم به چه اندازای. اصلا نمیخواستم قبول کنم که اون داره منو تو عمل انجام شده قرار میده. خلاصه بهش ی جورایی فهموندم که داره اشتباه میکنه و این کارش اصلا درست نیست. نمیدونم چیکار باید کنم ، تو مخمه که بهش بگم رک و راست. امیدوارم خدا خودش تو این موضوع بهم کمک کنه و حل بشه و باعث رنجش دیگران نشم .